یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393

ضرب المثل (قسمت اول)

حرف آ ، ا

• آب از آب تکان نمی خورد : همه چیز در نهایت آرامی است

• آب از دستش نمی چکد : بسیار خسیس است

• آب از دهان سرازیر شدن : بی نهایت شیفته چیزی شدن

• آب از سرچشمه گل آلود است : کار از بالا خراب است

• آب از سرش گذشت : بدبختی به منتهی رسیده ، کارش اصلاح شدنی نیست

• آب به غربال پیمودن : کار بیهوده کردن

• آب بر آتش ریختن : فتنه را نشاندن ، غمی را تسلا دادن

• آب برای من ندارد نان که برای تو دارد : گویند وقتی حاج میرزا آقاسی به حفر قنات امر داده بود . روزی که برای بازدید چاهها رفت ، مقنی اظهار داشت که کندن قنات در این جا بی حاصل است چون این زمین آب ندارد . حاجی جواب داد : بله ! اگر برای من آب ندارد برای تو که نان دارد .

• آب به سوراخ مورچه ریخته اند : عده زیادی ناگهان از جایی بیرون آمده اند

• آب در هاون کوبیدن : به کار بدون نتیجه مشغول شدن

• آب پاکی روی دست کسی ریختن : کسی را به کلی نا امید کردن

• آب در دست داری نخور : ( یا همون آب دستته بزار زمین ) بسیار شتاب کن

• آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم : مقصود و مراد در کنار ماست و از آن بی خبر هستیم

• آب دست یزید افتاده : کالای فراوان و ارزان قیمت در دست محتکری گران فروش است

• آب دهان مرده است : مرکبی کم رنگ است

• آب را گل آلود می کند تا ماهی بگیرد : اشاره به کسی است که به کدورت میان دوستان و خویشاوندان دامن میزند تا خود از دشمنی آنان فایده ببرد

• آب زیر پوستش رفته : چاق و سر حال شده

• آب زیر کاه : مکار ، بد جنس

• آبشان از یک جو نمی رود : ( یا همون آبشون تو یه جوب نمیره ) به دلیل اختلافی که دارند ، نمی توانند با هم همراه باشند .

• آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب : کار از کار گذشته ، دیگر امیدی به اصلاح کار نیست

• آب که سر بالا می رود ، قرباغه ابوعطا می خواند : جاهلی را گویند که با گفتاری اظهار فضل کند

• آب نطلبیده مراد است : وقتی ناخاسته برای کسی آب بیاورند به فال نیک است

• آب نمی بیند و گرنه شناگر قابلی است : ذاتا شرور است ، اگر خطا و شرارتی مرتکب نمی شود ، وسیله و دسترس ندارد

• آدم از کوچکی بزرگ می شود : برای رسیدن به مقام عالی و فرماندهی ، باید از اطاعت و فرمانبرداری آغاز کرد

• آدم بد حساب دو دفعه می دهد : بد حساب غالبا بدهی را با خسارت می پردازد

• آدم به کیسه اش نگاه می کند : آدمی باید به اندازه درآمدش خرج کند

• آدم چرا روزه شک دار بگیرد : کاری که احتمال ضرر و زیان در آن است نباید مرتکب شد

• آدم حسابش را پیش خودش می کند : قبل از آنکه صاحب حق مطالبه کند ، باید حق او را ادا کرد

• آدم خوش معامله شریک مال مردم است : مردم از شراکت و همکاری با آدم خوش حساب و با انصاف استقبال می کنند

• آدم دست پاچه کار را دوبار می کند : با عجله کارد کردن غالبا باعث خراب شدن کارها می شود

• آدم دو دفعه نمی میرد : ترس از مرگ نباید مانع دفاع از حق شود

• آدم زنده زندگی می خواهد : آدمی برای زندگی کردن به اسباب و لوازم آن نیازمند است

• آدم گرسنه سنگ را هم می خورد : به کسی می گویند که به بهانه خوشمزه نبودن غذا از خوردن آن امتناع می کند

• آدم هزار پیشه کم مایه است : کسی که به کارهای گوناگون بپردازد از نتیجه همه آنها باز می ماند

• آدمی جایز الخطاست : هر انسانی ممکن است خطایی مرتکب شود

• آدم یک بار پایش به چاله می رود : از آسیب و ضررها باید عبرت گرفت

• آرزو بر جوانان عیب نیست : آرزوهای بزرگ برای جوانان ناپسندیده نیست

• آستین بالا زدن : با عزم و اراده محکم کار را آغاز کردن

• آسمان که به زمین نمی آید : کار بزرگ و خطیری نیست ، پیش آمد غیر قابل جبرانی پیش نمی آید

• آسمان و ریسمان : دوچیز نامتناسب

• آسیا به نوبت : در همه کارها باید نوبت را رعایت کرد

• آشپز که دو تا شد ، آش یا شور می شود یا بی نمک : در هر کاری باید یک نفر مسئول و تصمیم گیرنده باشد

• آش دهان سوزی نیست : آنقدر که می گویند دوست داشتنی و مطلوب نیست .

• آش نخورده و دهان سوخته : به گناه نکرده مجازات شدن

• آشی برایت بپزم که یک وجب روغن داشته باشد : هنگام تهدید می گویند ، یعنی ، آنچه از کارهای بد تو می دانم بیان می کنم

• در آفتاب بگذاری راه می افتد : خطش خیلی بد است

• آفتاب در ملکش غروب نمی کند : شرق و غرب زمین در تصرف اوست

• آفتاب لب بام است : پیر است و مرگش نزدیک

• آفتابه خرج لحیم است : به تعمیر نمی ارزد

• آفتابه لگن به شش دست ، شام و نهار هیچ چیز : کار پر سر و صداست اما نتیجه ای در بر ندارد

• آمدم ثواب کنم کباب شدم : در عوض کار یا نیت خوب دچار ضرر و زیان شدم

• آنجا رفت که عرب نی انداخت : دیگر بر نمی گردد ، از دست رفته را باز نخواهد یافت

• آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند : خیر خواه مردم باش

• آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری : همه زیبایی های ظاهری و خصلت های نیک در شما جمع است

• آنچه در آینه جوان بیند ، پیر در خشت خام آن بیند : ÷یران به واسطه تجربه خود روشن بینتر از جوانان هستند .

• آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است : آدم درستکار را از بازرسی باکی نیست

• آن را که عیان است چه حاجت به بیان است : مطلب آنقدر واضح و روشن است که به توضیح و تذکر نیاز ندارد

• آن روی ورق را نخوانده است : فقط یک طرف کار را می بیند و بدین خاطر غلط حکم می کند

• آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت : انتظار منفعت ، همچون گذشته حالا بیجاست

• آنقدر بایست تا علف زیر پایت سبز شود : انتظارت بی نتیجه است

• آنقدر سمن هست که یاسمن گم است : شخص او در میان دیگران اهمیت چندانی ندارد ، با وجود این همه خواهنده به او چیزی نمی رسد

• آنقدر مار خورده ، افعی شده : آنقدر مرتکب کار بد و اعمال زشت شده که به آسانی به نیات بد دیگران پی می برد و آن را دفع می کند

• آن که شیران را کند رو مزاج ، احتیاج است احتیاج است احتیاج : نیازمندی ، آدمی را به فروتنی و تملق وا می دارد .

• آواز دهل شنیدن از دور خوش است : بسا چیز یا کس که از دور مهیب و خطیر می نماید ، از نزدیک به دیده حقیر و ناچیز می آید

• آه از نهاد کسی بر آمدن : بسیار غمگین یا پشیمان شدن

• آه در بساط ندارد : مفلس و بینواست

منبع : http://rezahatefi.blogfa.com

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 16:17 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393

عنوان واژه دوزان

 دوزان

  • لغت نامه دهخدا

    دوزان . (نف ، ق ) صفت بیان حالت از دوزیدن (دوختن ). دوزنده . در حال دوختن . که به دوختن اشتغال دارد. (یادداشت مؤلف ). رجوع به دوزنده شود.

  • دوزان

    لغت نامه دهخدا

    دوزان . (اِخ ) دهی است از دهستان بربرود شهرستان الیگودرز . دارای 866 تن سکنه . آب آن از قنات وچاه تأمین می شود. صنایع دستی زنان قالی و جاجیم بافی . راه آن اتومبیل رو. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
 
نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 10:15 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم مهر 1393

روزي به نام روز ملي روستا نام گذاري شود؟

با هدف توجه به توانمندي هاي روستا و رفع مشكلات روستاها
روزي به نام روز ملي روستا نامگذاري شود

 

اشاره:
با نگاهي گذرا به تقويم و يا سالنامه هاي گوناگون درخواهيم يافت كه بسياري از مناسبت‌هاي نگارش شده به پاس تلاش گروهي از انسان‌ها و يا شغل آن‌ها و يا با هدف مبارزه با عملي ناپسند مثل اعتياد انتخاب شده اند. روز جهانی آب، روز جهانی هوا شناسی، روز جهانی کار و کارگر، روز جهانی صلیب سرخ و هلال احمر، روز جهانی خانواده، روز جهانی بدون دخانیات، روز جهانی محیط زیست، روز جهانی مسجد، روز جهانی نابینایان(عصای سفید) برخي از مناسبت‌هاي جهاني است و روزهاي ملي نيز در تقويم ما آمده است همچون روز ملي نفت يا همان ملي شدن نفت و ... .

در ميان مناسبت هاي جهاني روزي (۱۵ اكتبر) به نام روز جهاني زنان روستايي نام گذاري شده است. پیام اصلی روز جهانی زنان روستایی، حمایت از زنان روستایی یکی از بهترین راه‌های بدست آوردن دسترسی پایدار به منابع غذایی و مبارزه با فقر اعلام شده است.

 

روز روستا

 

كار و كسب مردم عمده روستاها در سراسر جهان و كشور عزيزمان، كشاورزي و دامپروري است كه متأسفانه با تغييرات ناخواسته اي كه در شكل زندگي روستاييان به وجود آمده از يك سو و مشكلات عديده كشاورزان و دامپروران و عدم توجه كافي سياست گذران در اين بخش شاهد افزايش چشمگير آسيب‌ها در روستاها هستيم.
پيشنهاد مي شود روزي به نام روز ملي روستا اعلام شود تا اهميت روستا و روستانشينان بيشتر مورد توجه قرار گيرد. پس از آن ايران مي تواند پيشنهاد دهنده روز جهاني روستا باشد. 
با اين ابتكار يقيناً توجه و دقت در حل معضلات و مشكلات روستاها بيشتر خواهد شد و همگان به توانمندي هاي روستا اشراف كامل تري خواهند يافت اميدوارم پس از تصويب روز ملي و روز جهاني روستا در حد و اندازه ي يك نام و نامگذاري باقي نماند. در ايران ما، روز دانش آموز و دانشجو وجود دارد و اين به سبب ايثارگري و از خودگذشتگي اين قشر در طول مبارزه با استعمار و استبداد و دفاع از كشور در برابر تهاجمات بيگانگان بوده است اما پس از گذشت سال ها جا دارد به عنوان مثال در روز دانش آموز ضمن تجليل از مقام شهيد فهميده، وزارت آموزش و پرورش و انجمن هاي اوليا و مربيان و كارشناسان و ... به مشكلات دانش آموزان و حوزه آموزش بپردازند و از قالب هاي موجود بيرون بيايند.
يقينا با تصويب روزي به نام روستا و بررسي همه جانبه مسايل روستا كمك زيادي به رونق اقتصادي ايران و جهان خواهد شد.

منبع :http://farnam36.blogfa.com

 

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 9:36 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه نهم مهر 1393

شهید تورجی زاده پشت بی سیم چه خواند که حسین خرازی از هوش رفت؟؟

یاد یاران و دوستان سفر کرده به خیر

خط مقدم کارها گره خورده بود خیلی از بچه ها پرپر شده بودند خیلی مجروح شده بودند .
حاجی بی قرار بود اما به رو نمی آورد خیلی ها داشتند باور می کردند اینجا آخرشه یه وضعی شده بود
عجیب تو این گیر و دار حاجی اومد بی سیم چی را صدا زد.
حاجی گفت: هر جور شده با بی سیم تورجی زاده را پیدا کن (شهید تورجی زاده فرمانده گردان یازهرا ) مداح با
اخلاص و از عاشقان حضرت زهرا بود.
خلاصه تورجی را پیدا کردند
حاجی بی سیم را گرفت با حالت بغض و گریه از پشت بی سیم گفت:
تورجی چند خط روضه حضرت زهرا برام بخون.
تورجی فقط یک بیت زمزمه کرد که دیدم حاجی از هوش رفت
صدا را روی تمام بی سیم ها انداخته بودند
خدا میدونه نفهمیدیم چی شد وقتی به خودمون اومدیم دیدیم

بچه ها دارند تکبیر میگند خط را گرفته بودند عراقی ها را تارو مار کردند

تورجی خونده بود :

در بین آن دیوار و در
زهــرا صدا می زد پدر
دنبال حیـدر می دوید
از پهلــویش خـــــون می چکید

زهرای من، زهرای من...

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 9:22 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوم مهر 1393

شعری از محمد حسن حاتم دوزانی

عادتم داده صفای تو که به یادت باشم
یادآن معرفت و مهرو مرامت باشم
از برای همه لطفی که بدیدم زشما
کمترین کار همین است که یادت باشم



نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 8:17 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه یکم مهر 1393

بوی مهر بوی مهربانی

هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون (زمر 9)

به نام آنکه جان را فکرت آموخت                       چراغ دل به نور جان بر افروخت

به نام خداوندی که قلم را آفرید و آن را شایسته سوگند خویش قرار داد. به نام یگانه آفریدگاری که انسان را به زیور «اندیشه» و «تفکر» آراست و او را امانتدار این ودیعه الهی قرار داد و با سلام و درود به اصحاب فکر و فرهنگ و پیشتازان علم و معرفت،
بار دیگر فصل روشن «مهر» از راه می رسد و صحیفه نورانی معرفت با سرانگشت تکاپو ورق می خورد و دروازه های آسمانی بینش و دانایی به روی صدها هزار دانش پژوه آغوش می گشایند.
همان گونه که فروردین نوید بخش حیات مجدد طبیعت است، مهر ماه یادآور شور و شعف و جوشش و کوشش آموزندگان دانش و پرورندگان بینش است.
آغاز سال تحصیلی جدید را به معلمین پرتلاش و دانش آموزان خلاق و آینده ساز کشور تبریک و تهنیت عرض می نماید.
با امید به اینکه با اکسیر دانایی و توانایی مرزهای جدید علم و دانش و پژوهش را درنوردیم و با پیوند علم و ایمان، قله های رفیع بهروزی و پیروزی و کامیابی را فتح نماییم و با گام های مصمم و استوار،  ایران جاویدان را سرافراز و سربلند سازیم.

منبع : http://yademehr.blogfa.com

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 8:29 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393

کلام امیر امیر کلام

 

حضرت علی عليه السلام فرمودند :

نماز را در وقت تعيين شده آن به جاى آور، به خاطر فراغت از نماز شتاب مکن!

و به بهانه کار و گرفتاری، به تاخير ميانداز!

بدان که همه اعمال تو بسته به نماز توست.

 

«قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ»

«ارزش هر انسانی به اندازه­ی چیزی است که دوست می­دارد».

 امیدواریت به آنچه امید نداری بیش از چیزی باشد که امید داری،

موسی بن عمران به امید قبسی از آتش از پیش زن و فرزند خود رفت، به مقام کلیم اللهی رسید و با منصب پیامبری بازگشت.

ملکه سبا برای دیدن سلیمان و کشورش رفت ولی بدست سلیمان مسلمان شد،

ساحران فرعونی برای عزت گرفتن از فرعون رفتند، اما مومنین واقعی بازگشتند.

 

هیچگاه سعی نکن

که کار را با عجله به پایان رسانی ،

بلکه تلاش کن تا آنرا خوب انجام دهی چون :

مردم نمی پرسند که در چه مدت این کار را انجام دادی؟

بلکه از کیفیت آن سئوال می کنند.

 

خداوند را بخاطر خوشنودی مردم خشمگین مکن ؛

زیرا خداوند جای همه کس را می گیرد و کسی نمی تواند جای خداوند را بگیرد.

 

هنگامی که از چیزی میترسی ، خود را در آن بیفکن ، زیرا گاهی ترسیدن از چیزی ، از خود آن سخت تر است .

نهج البلاغه حکمت 175

در عجبم از مردمی که:

به دنبال دنیایی هستند که روز به روز از آن دورتر میشوند،

و غافلند از آخرتی که روز به روز به آن نزدیکتر میشوند.

از شکست دیگران شادى نکن، زیرا نمیدانى که روزگار بر سر تو چه خواهد آورد .

 
منبع سایت تبیان

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 8:51 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393

پسوند دوزانی

نام های خانوادگی که افراد انتحاب می کنند براساس زمان ، مکان ، شغل و پیشه اسامی خاص نیاکان و غیره انتخاب شده است در این میان هستد نام خانوادگیهایی که با پسوند مکانی دوزانی ثبت شده اندکه عبارتند از:

1-حاتم دوزانی

2-حسین دوزانی

3-نقی دوزانی

4- قنبر دوزانی

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 11:26 |  لینک ثابت   • 

شنبه هشتم شهریور 1393

ضرب المثل بند را آب دادن

 

زمانی شخصی رازی را با وجود همه ی تاکیداتی که برای پنهان نگاه داشتن آن شده از سر بی دقتی فاش کند،اصطلاحا می گویند:" فلانی بند را آب داد "

 

 درگذشته کشاورزان با چوب و سنگ بر روی نهرها و رودخانه های کوچک آب بند می ساختند تا آب آنها به درون کانال هایی که ساخته بودند هدایت شود و زمین های خود راآبیاری نمایند.
آب بند ها را مقاوم میساختند،در صورتی که  آب بند مقاومت لازم را نداشت و بند را آب می برد و جهت آب به سوی کانال هایی که برای آبیاری ساخته شده بودند برنمی گشت و مزارع بر اثر بی آبی آسیب میدید. در چنین حالتی کشاورزان برای نشان دادن ناراحتی خود از بی دقتی و بی احتیاطی که در ساختن بند به کار برده شده بود اصطلاحا می گفتند: بند را آب دادند ، یعنی بند را به دست آب دادند.

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 11:44 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سوم شهریور 1393

یاد شهدا

Flowing Rock

یادی که از دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است

شادی روح شهدا صلوات

منبع : http://shohadayedoozan.blogfa.com

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 14:41 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر