دوشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۴

الهی نامه

الهی دل چگونه کالای است که شکسته آن را خریداری و فرموده ای پیش دل شکسته ام.
الهی عاقبت چه خواهد شد  و با ابد چه بایدکرد
الهی همه از تو دوا خواهند حسن از تو درد خواهد.
الهی اگر تقسیم شود به من بیشتر از این که دادی نمی رسد فلک الحمد.
الهی ما را یارای دیدن خورشید نیست،دم از دیدن خورشید آفرین چون زنیم.
الهی همه گویند بده حسن گوید بگیر.
الهی از نماز و روزه ام توبه کردم به حق اهل نماز و روزه ات توبه این نا اهل را بپذیر.
الهی به فضلت سینه بی کینه ام دادی بجودت شرح صدرم عطا بفرما.
الهی اگر چه درویشم ولی داراتر از من کیست که تو دارائی منی.
الهی دندان دادی نان دادی، جان دادی جانان بده.
الهی همه از گناه توبه می کنند و حسن از خودش توبه ده.

برگرفته از:الهی نامه علامه حسن زاده آملی

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 16:57 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوم تیر ۱۳۹۴

مولای غریب و تنهای من!

آقای من!

مولای غریب و تنهای من!
پدر مهربان اهل عالم!
می خواهم غربتت را حکایت کنم؛ غربتی که دوازده قرن است ریشه دوانیده؛ غربتی که اشک آسمان و زمین را جاری ساخته؛ غربتی که حتی برای برخی محبانت، غریب و ناشناخته است؛ غربتی که اجداد طاهرینت پیش از تولد تو بر آن گریسته اند.
من از تصویر این غربت و غم ناتوان ام.
از آنانی بگویم که خاطر شریف تو را می آزارند؟ از آنها که دستان پدرانه و مهربانت را خون ریز معرفی می کنند؟ از آنها که چنان برق شمشیرت را به رخ می کشند که حتی دوستانت را از ظهورت می ترسانند؟ از آنها که تو را به دور دست ها تبعید می کنند؟ از آنها که تو را دست نیافتنی جلوه می دهند؟ از آنها که به نام تو مردم را به دکه های خویش فرا می خوانند؟
از خود آغاز می کنم که اگر هر کس از خود شروع کند، امر فرج اصلاح خواهد شد. می خواهم به سوی تو برگردم. یقین دارم بر گذشته های پر از غفلتم کریمانه چشم می پوشی؛ می دانم توبه ام را قبول می کنی و با آغوش باز مرا می پذیری؛ می دانم در همان لحظه ها، روزها و سال های غفلت هم، برایم دعا می کردی. من از تو گریزان بودم؛ اما تو هم چون پدری مهربان، دورادور مرا زیرا نظر داشتی آقای من ، مولای من ، یاورمن العفو العفو!

تعجیل در امر فرج مهدی فاطمه (عج)

صلوات

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 9:52 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴

عدالت در رفتار اجتماعی حضرت علی (ع)

عدالت در رفتار اجتماعی حضرت علی (ع) اینک پس از قرن‌ها نه تنها شیعه و مسلمانان، بلکه مسیحیان و پیروان دیگران ادیان همچنان مبهوت عظمت حیدر کرار و حضور بابرکت ایشان در عالم خاکی هستند و عدالت تاریخی و بی‌نظیر حضرت علی (ع) که تنها قابل مقایسه با حضرت محمد (ص) است، یکی از ویژگی‌هایی است که هر غیرمسلمانی را نیز شیفته ایشان می‌نماید. کد خبر: ۴۹۶۵۸۵ تاریخ انتشار: ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۰:۲۸ - 02 May 2015 عدالت در رفتار اجتماعی حضرت علی (ع) حضرت على ـ علیه السلام ـ در مكه مشرفه در بیت الحرام (كعبه) در روز جمعه، سیزدهم ماه خدا یعنى ماه رجب سال سى‏ام عام الفیل به دنیا آمد و پیش از او هیچ كس در كعبه متولد نشد و این فضیلتى است كه خداوند به جهت بزرگداشت و بالا بردن مقام و اظهار كرامت او مخصوص حضرتش گردانیده است. اینک پس از قرن‌ها نه تنها شیعه و نه تنها مسلمانان، بلکه مسیحیان و پیروان دیگران ادیان همچنان مبهوت عظمت حیدر کرار و حضور بابرکت ایشان در عالم خاکی هستند و عدالت تاریخی و بی‌نظیر حضرت علی (ع) که تنها قابل مقایسه با حضرت محمد (ص) است، یکی از ویژگی‌هایی است که هر غیرمسلمانی را نیز شیفته ایشان می‌نماید. آن‌گونه که در کتاب امام علی ـ علیه السلام ـ و اخلاق اسلامی آمده است، در روزگار خلافت خلیفه دوم، شخصی ادعایی نسبت به حضرت امیرالمومنین علی (ع) داشت و بنا شد در حضور خلیفه رسیدگی شود. مدعی حاضر شد و خلیفه خطاب به امام علی گفت:‌ ای اباالحسن در کنار مدعی قرار گیر تا حل دعوا کنم. وی به آثار ناراحتی در سیمای حضرت امیرالمومنین علی ـ علیه‌السلام ـ نگریست و گفت: ای علی! از اینکه تو را در کنار دشمن قرار دادم، ناراحتی؟ امام علی (ع) فرمود: نه، بلکه از آن جهت که در رفتارت نسبت به ما دو نفر عدالت را رعایت نکردی نگران شدم، زیرا او را با نام صدا کردی و مرا با کینه و لقب «ابوالحسن» خواندی (۱)، ممکن است طرف دعوا نگران شود. عدالت در رفتار اجتماعی حضرت علی (ع) احترام به شخصيت انسان‌‌‌‌ها الف) عذر خواستن از پيادگان حضرت امیرالمومنین علی ـ علیه‌السلام ـ سواره به راهی می‌رفت و جمعی از مردم کوفه برای پاس داشتن حرمت ایشان پیاده به دنبالش روان بودند. امام رو به آنان کرد و پرسید: آیا کاری دارید؟ پاسخ دادند: نه، دوست داریم به‌ دنبال شما بیاییم. حضرت امیرالمومنین علی ـ علیه‌السلام ـ فرمود: برگردید، زیرا همراهی پیاده با سواره مایه ذلّت و خواری پیادگان و غرور و تباهی سواره خواهد شد. (۲) امام علی ـ علیه‌السلام ـ به بزرگ قبیله شبامیان فرمود: «ارجع، فان مشی مثلک مع مثلی فتنة للوالی، و مذلة للمومن؛ بازگرد، که پیاده رفتن رئیس قبیله‌ای چون تو پشت سر من، موجب انحراف زمامدار و زبونی مومن است. (۳) ب) نکوهش از آداب جاهلی ذلّت‌بار بسیاری از پادشاهان و قدرتمندان در تاریخ مردم را وادار می‌کردند که در برابرشان به خاک بیفتند، کرنش کنند، خم شوند و انواع ذلت‌پذیری‌ها را بر خود هموار کنند. وقتی حضرت علی ـ علیه‌السلام ـ برای رفتن به صفّین به شهر انبار رسید، دید که مردم شهر تا امام علی ـ علیه‌السلام ـ را دیدند از اسب‌ها پیاده‌ شده و در پیش روی آن حضرت شروع به دویدن کردند. حضرت علی ـ علیه‌السلام ـ علّت را پرسید. گفتند: یک رسم محلّی است که پادشاهان خود را این گونه احترام می‌کردیم. امام علی ـ علیه‌السلام ـ ناراحت شد و فرمود: «فقال: و الله ما ینتفع بهذا امراوکم! و انّکم لتشقّون علی انفسکم فی دنیاکم، و تشقون به فی آخرتکم. و ما اخسر المشقّة وراء‌ها العقاب، و اربح الدّعة مع‌ها الامان من النّار! به خدا سوگند! که امیران شما از این کار سودی نبردند، و شما در دنیا با آن خود را به زحمت می‌افکنید، و در آخرت دچار رنج و زحمت می شوید، و چه زیانبار است رنجی که عذاب در پی آن باشد، و چه سودمند است آسایشی که با آن امان از آتش جهنّم باشد». (۴) عدالت در رفتار اجتماعی حضرت علی (ع) اصلاح اجتماعي (شکست نظام طبقاتي) بر اساس آیه ۱۳ حجرات: «یا ایّها النّاس انّا خلقناکم من ذکر و انثی؛ ‌ای مردم ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم، پس همه انسان‌ها، نژاد‌ها، قبیله‌ها با هم برابرند». رسول گرامی اسلام با همه به ‌گونه‌ای مساوی برخورد می‌کرد. اما خلیفه اول و خلیفه دوم و خلیفه سوم به سنّت رسول خدا ـ صلی‌الله علیه و آله ـ عمل نکردند، و انواع تبعیضات در تقسیم مدیریّت‌ها، و توزیع بیت‌المال صورت گرفت که قابل چشم‌پوشی نبود. خلیفه اول، حتی بزرگان انصار را در لشکرهای خود فرماندهی نمی‌داد و تنها ثابت بن قیس را با اصرار و اجبار به کار گماشت که انصار اعتراض کردند. (۵) و دومی و سومی، آنقدر در زنده شدن روح نژادپرستی، افراط کردند که همه، زبان به اعتراض گشودند. یعنی عرب خود را بر غیر عرب برتری می‌داد. بنی‌امیّه همه مراکز کلیدی کشور را در زمان خلیفه دوم و به خصوص در زمان خلیفه سوم در دست گرفتند و یک نظام طبقاتی جاهلی به وجود آوردند، که شباهتی با جامعه رسول خدا ـ صلی‌الله علیه و آله‌ ـ نداشت. حضرت علی ـ علیه‌السلام ـ یکی از اهدافش، شکستن بافت طبقاتی ظالمانه موجود جامعه بود. موجودی بیت‌المال را مساوی تقسیم کرد، که اعتراض امتیاز خواهان بلند شد. به همه سه درهم داد و برای خودش هم سه درهم برداشت و به آزاد کرده خودش قنبر هم سه درهم داد. امام علی (ع) بر خلاف شیوه‌های سه خلیفه قبلی، بزرگان انصار را ولایت داد، از قریش و بنی‌هاشم هم استفاده کرد، و حتّی در نشستن و برخاستن نیز چونان رسول خدا ـ صلی‌الله علیه و آله ـ عدالت رفتاری را رعایت کرد. روزی اشعث بن قیس بر امام علی ـ علیه‌السلام ـ وارد شد، دید که حضرت امیرالمومنین علی ـ علیه‌السلام ـ در میان عرب و غیر عرب از نژادهای گوناگون نشسته است و جای خالی برای او نیست، با ناراحتی به امام علی ـ علیه‌السلام ـ اعتراض کرد که:‌ ای امیرمومنان، سرخ‌پوست‌ها بین ما و تو فاصله انداختند. (۶) حضرت امیرالمومنین علی ـ علیه‌السلام ـ خشمناک شده، به او فرمود: چه کسی مرا بر این آدم‌های چاق و فربه یاری می‌دهد؟ و نپذیرفت که ایرانیان و غیر عرب پراکنده شوند، تا اشعث و دیگر بزرگان عرب در کنار امام علی ـ علیه‌السلام ـ بنشینند. (۷) و در تقسیم مساوی بیت‌المال به حضرت علی ـ علیه‌السلام ـ اعتراض کردند و گفتند: آیا این عدالت است که بین ما و آنان که با شمشیر ما مسلمان شدند یا بنده آزاد شده ما هستند، یکسان عمل کنید و به همه سه درهم بدهید؟ عدالت نسبت به کودک سقط شده دشمن چون لشکر بصره پس از شکست در جنگ جمل فرار کردند و به شهر هجوم می‌بردند، زنی حامله از فریاد‌ها و هیاهوی فراریان، به شدت ترسید و بچه او سقط شد. پس از مدتی کوتاه آن زن نیز فوت کرد. وقتی خبر به امام علی ـ علیه‌السلام ـ رسید، ناراحت شده، چنین قضاوت کرد؛ «دیه آن کودک و دیه آن مادر را از بیت‌المال به خانواده‌اش بپردازید». (۸) با اینکه مردم بصره از شورشگرانی بودند که با امام علی ـ علیه‌السلام ـ جنگیدند، چنین قضاوت عادلانه‌ای عقل‌ها را به شگفتی وامی‌دارد. Flash version 10,1 or greater is required You have no flash plugin installed Click here to download latest version دانلود پي‌نوشت‌ها: ۱- شرح ابن ابی الحدید، ج ۱۷، ص ۶۵/ فرائد السمطین، ج ۱، ص ۳۴۹. ۲- علی و حقوق بشر، ج ۱، ص ۷۷، جرج جرداق/ نهج‌البلاغه، حکمت ۳۲۲، معجم المفهرس مولف ۳- حکمت ۳۲۲، نهج‌البلاغه، مجم المفهرس مولف ۴- حکمت ۳۷، نهج‌البلاغه، معجم‌المفهرس مولف ۵- تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۲۹/ الغارات، ثقفی، ص ۳۲. ۶- به اعراب بادیه‌نشین که در آفتاب چهر‌ه‌شان سرخ می‌شد و ایرانیان که رنگشان سرخ و سفید بود، سرخ پوست می‌گفتند. ۷- کتاب الغارات، ثقفی، ص ۳۴۱/ نقش ائمّه در احیاء دین، ج ۱۴، علامه عسگری. ۸- خبر یاد شده در کتاب کافی و وافی و تهذیب و من لا یحضرء الفقیه آمده است.

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 10:29 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴

عملیات فتح 5 منطقه عمومی ماووت عراق

 

 گرامی باد یاد خاطره شهدای 8 سال دفاع مقدس ، شهدای روستای دوزان خصوصا شهیدعلی اصغر شبانی که در این عملیات به شهادت رسید.

عملیات فتح 5 

رمز عملیات   یا صاحب الزمان

آغاز عملیات    25 / 1 / 1366

منطقه عملیات چوارته و ماووت  ( استان سلیمانیه عراق)

ارگان های عمل کننده  نیروهای برون مرزی قرارگاه رمضان ومعارضان کردعراقی

اهداف‌ عمليات نفوذ و ضربه‌ زدن‌ به‌ توان‌ رزمي‌ دشمن‌ با بهره‌گيري‌ از قواي‌ جنگندگي‌ معارضان‌ كرد عراقی‌

مدت عملیات  1روز

عراق‌ ساعت‌1 و47 دقيقه‌ بامداد روز25 فروردين‌ ماه‌1366 و هنگامي‌ كه‌ هنوز سپيدي‌ برف‌ و سوز و سرماي‌ زمستان‌ سال‌ پيش‌ بر هواي‌ آن‌ منطقه‌ كوهستاني‌ مستولي‌ بود، نيروهاي‌ تحت‌ امر قرارگاه‌ «رمضان» و گروه‌ انبوهي‌ از معارضان‌ كرد عراقي‌ با رمز «يا صاحب‌ الزمان»(عج) ادركني‌ حمله‌ را آغاز كردند.
در همان‌ لحظات‌ نخست‌ سرعت‌ عمل‌ و گستردگي‌ تهاجم‌ نيروهاي‌ ايراني‌ سبب‌ غافلگيري‌ و انهدام‌ توان‌ رزمي‌ دشمن‌ شد، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ پس‌ از گذشت‌ چند ساعت‌ از آغاز عمليات‌ و با طلوع‌ سپيده‌ صبحگاهي، تمام‌ نقاط‌ مورد نظر به‌ تصرف‌ نيروهاي‌ خودي‌ درآمدند، اما بدليل‌ ناتواني‌ نيروهاي‌ نامنظم‌ براي‌ دفع‌ پاتك‌هاي‌ سنگين‌ عراق‌ و عدم‌ اتصال‌ نقاط‌ آزاد شده‌ به‌ خطوط‌ نيروهاي‌ پدافندي‌ خودي، بتدريج‌ دشمن‌ همه‌ مواضع‌ از دست‌ داده‌ خود را باز پس‌گيري‌ كرد.
در عين‌ حال‌ طي‌ اين‌ عمليات، علاوه‌ برانهدام‌ مراكز نظامي‌ عراق، دكل‌ تلويزيون‌ سليمانيه‌ و پايگاه‌هاي‌ عراقي‌ مستقر در اطراف‌ «سورقلات» نابود شد و مقر لشكر27 از سپاه‌ يكم‌ عراق‌ مورد حمله‌ قرار گرفت.
تعداد1500 نفر از قواي‌ دشمن‌ كشته‌ و زخمي‌ شده‌ يا به‌ اسارت‌ نيروهاي‌ خودي‌ درآمدند و مقدار قابل‌ توجهي‌ سلاح‌ و مهمات‌ دشمن‌ به‌ غنيمت‌ گرفته‌ شد.
عدم‌ موفقيت‌ كامل‌ نيروهاي‌ خودي‌ در اين‌ عمليات، از ناهماهنگي‌ نيروهاي‌ عمل‌ كننده‌ منظم‌ و نامنظم‌- كه‌ از دو جهت‌ متقابل‌ به‌ مواضع‌ دشمن‌ در ارتفاعات‌ حمله‌ برده‌ بودند- ناشي‌ شد.

 چقدر زود دیر می شود ؟

روزی که با هم قرار گذاشتیم که به جبهه برویم با هم بودیم تا عملیات فتح 5 وبعد از عملیات هم متاسفانه سالم برگشتیم وماندیم واکنون که در سالروز آن عملیات این مطالب رامی نویسم دلم خیلی گرفته ، یاد یاران سفر کرده به خیر در بهار سال 1366 من تازه به سن 14 سالگی رسیده بودم وسید علی رحیمی 17 سال داشت  ما به اتفاق در گروهان ثارالله – گردان ابوذر – لشگر 57 حضرت ابوالفضل(ع) لرستان.وبچه های دیگر عبارت بودند از : آقای غفور حاتمی ، آقای جعفر علامی، آقای احمد رستمی آقای قاسم مرادی ، و شهید علی اصغر شبانی

 مأموریتی که به گردان های لشگر 57 داده بودند در منطقه کوهستانی که بیش از 30 کیلومتر پیاده روی در عمق خاک عراق طراحی شده بودومأموریت گردان ابوذر ارتفاع گلان که شهر ماوت در دامنه این ارتفاع قرار داشت بود و مرکز فرماندهی یگانهای رزمی کوهستانی دشمن در این ارتفاع قرار داشت.در جلسات توجیهی عملیات توسط فرماندهی گردان با حضور کادر گردان اعم از فرماندهان گروهانها و دسته ها نحوه مأموریت تشریح شد.با توجه به پیاده روی گردان و رسیدن به مقصود و هدف تصمیم بر این شد که نوجوانان گردان از بین نیروها جدا شوند و از شرکت آنها در عملیات جلوگیری شود زیرا تصور براین بود که آنها توانایی راهپیمایی با تجهیزات در شرایط آب و هوائی ووجود سیلاب های پرخروش در مسیر پیاده روی به سمت دشمن را ندارند . در جلسه ای که که ساعت 12 شب در مقر فرماندهی گردان تشکیل شد این خبر فوری به نوجوانان گردان رسید و باعث نگرانی آنان شد.ومن نیز یکی از آنان بودم اما بعلت اینکه به عنوان امداد گر انتخاب شده بودم وتوانسته بودم دوره های در این مورد ببینم وجزءشرکت کنندگان در عملیات بودم.

بعد از ظهر 23/1/1366 از مقر گردان واقع در  3کیلومتری شهر سقز با وسایل نقلیه کمپرسی به سمت منطقه عملیاتی که در محور بانه بود حرکت کرده غروب همان روز به ابتدای منطقه عملیاتی که از مرز ایران خارج می شدرسیدم و از وسایل نقلیه پیاده شدیم و مهمات و جیزه غذایی دریافت کردیم.سپس نماز مغرب و عشا را خواندیم و پیاده روی به سمت منطقه عملیاتی آغاز شد.ساعت 9 شب در زیر باران پیاده روی به ستون یک شروع شد و هر کس در یگان خود سازمان گرفت. پیشاپیش ستون معارضان کردعراقیبودند . از رودخانه گلان که خروشان شده بود گذشتیم از پلی که بروبچه های جهاد ساخته بودند وبا لوله های بزرگی تشکیل شده بود عبور نمودیم.تا نزدیکای صبح پیاده روی کردیم و با روشنایی هوا در دامن دره ای که در دید دشمن نبود استراحت کردیم.با کیسه خوابهایی که داشتیم روی برفها وگل لای اطراف دره خوابیدیم عده ای نخوابیدند ولباسهای خود را روی آتش خشگ می کردند. تانزدیک غروب توقف کردیم که با تاریکی شب جهت در امان ماندن ازدید دشمن به حرکت خویش ادامه دادیم. ساعت 5/1 شب به پایگاههای دشمن رسیدیم و ساعت 2 شب عملیات بارمز مقدس یا صاحب الزمان آغاز شددر آغاز عملیات قبل اینکه به قله برسیم شهید علی اصغر شبانی به فیض عظمای شهادت نائل شد واین موضوع را ما بعد از عملیات  ساعت 4 بعد از ظهر متوجه شدیم که آمار نیروها را می گرفتند، چون بعد از هر عملیات آمار شهدا ، مجروحین ،مفقودین وکسانی که سالم برگشته بودند می گرفتند.هیچ یادم نمی رود لحظات وروزهای آخر زندگی شهید شبانی که کلا از ما بریده بود ودر روز آخر که برای استراحت مانده بودیم نمازش را خواند واز ما کناره گرفت در گوشه ای استراحت کرد وآخرین دیدار ما لحظه ای بود که همه به ستون یک به سمت مواضع  دشمن حرکت کردیم.

تقدیم به روح همه شهدای 8 سال دفاع مقدس                   بهره گرفته شده از خاطرات جناب آقای قاسم قلیان

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 10:47 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴

موسي و شون

 

دید چوپونیِه موسی مِنه کینو که اگود
بارالها کُجِنی تا مو بِرووم جاته
سیزن و قرقره وردارُم و شو وا نَمِ دل
پُرِ سَوز مُهره و منگوله کُنم چوغاته
نِشتِ خارانه دِرارُم زِ مِن تنگه ی پات
پَل و پَهرو بزنُم پیرن و پا زاراته
چَمدونی ز کویت وِرده دوام ایدُمِتِس
تا بِتَمنی زِ مِنِس جووه و شولاراته
مَشک اَو یارم و وا گَرتِه اِشورُم سَرِته
وِ نِخونام اپِلِغنم شش و گنداراته
تیخِ نو یارُم و خُو ریشِتِه از تَه اِزَنُم
وِ نوک شونه کِرِنجی اِکُنُم زلفاته
نوک سبیلاته زنُم تا نرِه مِن پاله ی دو
وا نِمک پاک اکُنم زردی دِندوناته
اَر بخَوسی سرُم اینُم به سرِ زونیِ راس
پَرِِ دار ایکَنُم و باد اِزَنُم گرماته
چُرت اگر بُردِته نَهلُم بکنه وَشخِه کسی
پَشخه نَهلُم بخوره قند کَدِ لوواته
سیت دوتا برزیَری خونُم و شَوخی و بَلال
خَو که بُردِت ز حنا رَشت اکُنم پنگاته
آسیو اَر که نبو گِی خوم و خوت گِرده خوریم 
خَرُمه یارم و خوم بار اکُنم باراته

ایچو موسی ز پس بَرد چرَگنی چوپون
دَمِ دونِت بِنِه و گالِه مَزَن کُرفاته
جِند به نُفتِت بزنه رَبٌه ستایش نکُنی
مر خدا فِرک اکُنی تاتِته یا وازاته
که چونو هر چه ز زونِت ادرا بِس اگویی 
هفت پشت پدرت لایق لیچاراته
چُو بِتَمنُم مِنِه دونِت که ز پشتت بدرا؟ 
حیف و صد حیف که دا زینه گَپم خرزاته
مر خدا چی تونه که جومه و تُمبون کنه پا
شِش و گَندار فقط مِن سَر و مِینا داته
مَر نخوندی به قرونا که خدا جور تَشِه؟
سی چه لر دشمن درس وقلم و ساواته؟
اَر خدا مثل مو حرفای لران ای فهمی
شَو تَش اینا همه ی طایفه و ایلاته
حرف مُفت اَر بزنی بزگَلِتِه گرگ اِخوره
توبه کن زیتَر اگرنه ته جَندَم جاته
آبرو هر چه لره بُردیِه تِی حضرت حق
قُلف کن زونِتِه زیتر که کِلیتِس ناته
شون کوه گرزه به گل کفت و وریستا سر پا
لیوه ووبید و گِریوِست و اگو هیهاته
اَقِه س دِرد و دو تا چاسِه پتی كِرد و گُرود
به کُه و دار و گَر و برَد اِزِی کُلماته
شون که رینه به خدا برد و کُچُک وَند و اگو
جا سگُم ار نکُشم شَو مِنه خَو موسی ته
حضرت حق ز ته عرش غُرُمنی موسی  
شونه کو ار خوسه وندَک دم او بالاته
چند تَری راس و درو حرف دراری کُرِ چِل
وا بدُم وا چِر و چو تَش بزنِن توراته
وا بدم از پل شالو بکنن شَو شِوِرِت
هر کجا سیل ایکنم آه یکی دینداته
ایچو او رویِه نه نیله که شَق اوبو به گَلاک
مردم لر مِلَحونن اِبَرِن ما گاته
لرِنه ساده نبین نیست بنی اسراییل
اینو تِلنِن به وَر گُرز سرا ماراته
سی چه نسبت به مو دل مردمنه سرد اکُنی؟
ول کني حمد و ثناخوندن وامیراته؟
ار مو هم ره وه زبونا دل مردم نبرُم
په چطوری کِل یک رد اکنم کراته؟
گر چه از چِنچِنَکا سختتره لهجه ی لر
دل لر پاک تر از چشمه ی او کُه ماته
سر درارم مو  ز زونا همه نیخا تو بگی  
اشکنادی دل چوپونم و دینِس ناته
جَلد رو دیِنس و هر طور اتَری والونِس
بگو وُر گرد و بیو سر دو تیا خوم جاته
من فِراضین مو دِشنوم و دعا هُم وزنن
من مُوازین مو نیکی و گناه هم ذاته
جُست چوپوننه موسی ولی از قدرت حق
دید حرفای دلس قُرص تر از آیاته
گو بگو هر چه دل تنگِت اخو از یو به بعد 
... به گور بو که نَشتُم بزنی حرفاته
تا تری شُرگ ِخدانه بکو وا لهجه لری 
سی خدا ترجمه کردم همه ی درداته
بَردِ الفاظ لره کِهیه جواهر کورش 
وا بمیری که لرون درک کنن شعراته

شاعر : كورش كياني قلعه سردي

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 10:27 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴

هشت دوربین که پیوسته در حال فیلم برداری از ما هستند!

تا میفهمیم دوربین روی ماست سریع خودمونو جمع و جور میکنیم و یه ژست خوب میگیریم...
حالا اگه بدونی ۸ تا دوربین مدام فیلم رفتارتو ضبط میکنن و واسه همیشه نگه میدارن چه جور ژستی میگیری که بعد که فیلمو دیدی خجالت نکشی و پشیمون نشی...؟؟

اولین دوربین
آیه ی چهارده سوره ی علق : آیا نمی دانند که خدا آنها را نگاه می کند .
{عالم محضر خدا است در محضر خدا معصیت نکنید }

دوربین دوم
دوربین دوم ، دوربین پیغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است .
آیه ی چهل و پنج سوره ی احزاب : ای پیغمبر ما تو را در امت گذاشته ایم ، هم شاهد هستی و هم آنها را می بینی { هرکاری بکنند آنها را می بینی}
لذا می گویند هفته ای دو بار نامه ی اعمال من و شما به دست رسول الله می رسد .
بنا بر روایتی صبح دو شنبه و عصر پنج شنبه .

سومین دوربین
دوربین سوم امامان معصومین علیهم السلام هستند .
آیه ی صدو پنج سوره ی توبه .
که در هر سه دوربین یک و دو و سه را در این آیه جمع کرده است . پیغمبر به مردم بگو هر کاری می خواهید بکنید ،بکنید . اما اعمال شما را خدا می بیند ، پیغمبر می بیند و امامان نیز می بینند.

چهارمین دوربین
دوربین چهارم شهدا هستند .
آیه ی صدو پنجاه و چهار سوره ی بقره است :
و لاتقولوا لِمن یُقتلُ فی سَبیلِ الهِ امواتا بَل احیاءٌ ولکِن لا تَشعُرون .
یک عزیزی می گفت که یک شب حاج ابراهیم همت را خواب دیدم . با موتور به دنبال من آمده بود، مانند همان زمان جنگ . گفت بیا برویم یک نفر در حال غرق شدن است می خواهم او را نجات دهم . سوار شدم دیدم در خیابان های تهران ، به صورتی حرکت می کند که تابلوی خیابان ها را ببینم . در یک خانه من را پیاده کرد از خواب بیدار شدم . این خواب تعبیر نمی خواست و واضح بود . بلند شدم و به همان آدرس رفتم چرا که پیام داشت . به همان آدرس، در همان خانه رسیدم در زدم . یک جوانی بیرون آمد . او به من نگاه کرد و من به او نگاه کردم چرا که یکدیگر را نمی شناختیم . به او گفتم شما با شهید همت کاری داشتید ؟ شروع به گریه کرد . گفت من می خواستم خودکشی کنم به بن بست رسیده بودم . عکس شهید همت را در خیابان دیدم . به عکس او گفتم اگر راست گفته اند که تو زنده هستی، صدای من را می شنوی و من را می بینی ، یک نفر را بفرست بیاید من را نجات دهد . در خواب می آید ، یک نفر استاد و کارشناس را بر می دارد و می گوید : برو این آدم در حال غرق شدن است .
از این مدل دوربین فقط دویست و سی هزار در کشور ایران نصب است .

پنجمین نوع دوربین
دوربین پنجم ملائک مقرب خدا است .
آیه ی هیجده سوره ی قاف .
از شما حرکتی سر نمی زند مگر اینکه دو مأمور در حال نوشتن آن هستند .
یکی مأمور نوشتن خوبی ها و یکی مأمور نوشتن بدی ها است .
فقط یک تفاوتی با هم دارند . این یکی اگر نیت خوبی هم بکنیم یادداشت می کند . آن یکی نیت بدی کنیم یادداشت نمی کند .
بدی را انجام بدهیم هم یادداشت نمی کند .
در بعضی از روایات می گویند اگر تا هفت ساعت از گناه من بگذرد و توبه کنم اصلاً یادداشت نمی کند .
خیلی اوقات ما این هفت ساعت را فراموش می کنیم . رحمت خدا از غضب او بیشتر است

دوربین ششم
دوربین ششم زمین است .
آیه ی چهار سوره ی زلزال .
روز قیامت همین زمینی که ما روی آن نشسته ایم می آید و خبرهای خود را می دهد .
خدایا من فیلم برداری کردم . این افراد در این مکان نماز خواندند .
در این مکان اشک ریختند . این آقا و این خانم در این مکان دست یک بینوا را گرفت .
این آقا وقتی در این مکان این کار را انجام می داد نیت قشنگی داشت .
خدای ناکرده زمین شهادت می دهد که این آقا ، این خانم و این فرد در این مکان گناه کرد .
خدایا من ثبت کردم و هیچ چیزی را هم فراموش نکردم . این دوربین ها فقط به اذن خدا حرف می زنند .

دوربین هفتم
دوربین هفتم زمان است .
آیه اول سوره ی بروج .
روایات صریح از وجود امیرالمومنین علی (علیه السلام) داریم که شب جمعه اعمال شما را فیلم برداری می کنند .
شب و روز عرفه اعمال شما را فیلم برداری می کنند .
ایام هم موجود زنده هستند . لذا امیراا لمومنین وقتی بیدار می شوند می گویند :
سلام می کنم به تو ای روزی که نه قبلاً بوده ای و نه بعداً می آیی ، تو یک موجود مستقل هستی .

هشتمین نوع دوربین
دوربین هشتم که از همه تکان دهنده تر است اعضاء و جوارح ما است .
آیه ی بیست و یک سوره ی فصلة. روز قیامت اینها می خواهند شهادت بدهند .
پوست دست من علیه من شهادت می دهد . این دست با همین پوست بر سر یک یتیم زد .
می گویند ما مأمور مخفی خدا بودیم . خدا امروز به من گفته که به حرف بیا .
اخدا بلد است که دست را به حرف بیاورد . خدا چاقوی دردست ابراهیم را به حرف آورد .   منبع:  سهراب محمودي
نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 8:5 |  لینک ثابت   • 

شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۴

یا حضرت زهرا

پایان سال با نام تو خاتمه یافت واینک آغاز سال نیز با یاد و نام تو می باشد

یا حضرت فاطمه! ای گلواژه آفرینش!

کجا زبان ما را رسد که وصف تو گوییم و کجا به اندیشه ما آید که ذکرتو آریم، و کجا توان قلم بود که نقش حسن تو نویسد و کدام آینه است که درخشش نور تو را بتاباند.

فاطمه! ای بزرگ بانو!

ای نام تو، جامع کمالاتت که گویای عصمت آتش سوز توست. ای آن که دامنت، رسالت سردار توحید را پرورد. ای آن که مهر رخت، خورشید فروزان مریم و آسیه و خدیجه را فزونتر است؛ چرا که جهان بانوان را تو سروری. ای آن که شهد شهادت سوزانت را ازچشمه صداقت و اخلاص چشیده ای. ای آن که بر گرده گیتی، دوریحانه مصطفی (ص) را مادری، پس نقش آفرین کربلای تویی؛ آری .........

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 7:58 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳

ذکر تحویل سال ما زهراست

در دو عالم جلال ما زهراست

رمز تغییر حال ما زهراست

عید با فاطمیه می آید

ذکر تحویل سال ما زهراست

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 8:45 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۳

دست خط شهید محمد آصفی

دست خط جاوید الاثر شهید محمد آصفی 

 در نامه ای به دوست و همکلاسی خود محمد علی حاتمی

   

 

 منبع : وبلاگ کوهستان سرد الیگودرز

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 9:2 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳

آقاي علي فروتن معروف به "عموي فيتيله‌اي"

 

رضا جايدري / پايگاه خبري يافته: لرستان سرزميني است با فرهنگ و تمدن غني كه سكنه‌ي كنوني آن داراي گويش‌‌ها و لهجه‌هاي متنوع هستند. زبان‌ها و گويش‌هايي از قبيل بختياري، لري (خرم‌‌‌آبادي، بالاگريوه، بروجردي و ...)، لكي (الشتري، كوهدشتي و ...) كه از ديد اكثريت مردم داخل و يا خارج استان به طور كلي به زبان لري و قوم لر شناخته مي‌شوند. هر فردي در استان با هر زبان و لهجه‌اي و با هر فرهنگ، آداب و رسومي با داشتن پيشينه‌ي تاريخي غني اين منطقه و تنوع فرهنگي در كنار زيبايي‌ها و موهبت‌هاي خدادادي طبيعت اين ديار، بايد به لرستاني بودنش افتخار كند و در هر مقام و جايگاهي كه قرار دارد سعي نمايد فرهنگ، آداب و رسوم سرزمينش را به نحو احسن به ديگران معرفي كند. اين اداي دين فرهنگي براي افرادي كه خارج استان زندگي مي‌كنند و فرقي نمي‌كند متولد چه شهر يا روستايي هستند يا چه لهجه و زباني دارند و به طور كلي به‌ عنوان نماينده‌ي لرستاني‌ها شناخته مي‌شوند بسيار حساس و مهم‌تر است. بوده و هستند لرستاني‌هايي كه در جايگاه‌هاي مختلف فرهنگي، هنري، ورزشي و... نقاط مختلف كشور حضور دارند و چهره‌هاي شناخته شده‌اي هستند اما در مصاحبه‌هاي رسانه‌اي و مطبوعاتي متاسفانه و به دلايل مختلف، لرستاني بودن خود را كتمان يا انكار كرده و مي‌كنند. در مقابل، افراد با فرهنگ و اصيل هم هستند كه نه تنها به لرستاني بودن خود افتخار كرده بلكه در هر شغل، مقام و منصبي كه هستند براي شناساندن فرهنگ غني و اصيل لرستاني به ساير مردم كشورمان از هيچ تلاشي كوتاهي نكرده‌اند. آقاي علي فروتن معروف به "عموي فيتيله‌اي" هنرمند موفق لرستاني كه متولد 1346 در بروجرد است، سال‌هاست در عرصه‌ي هنر و نمايش‌هاي تلويزيوني فعال بوده و همواره چهره‌ي موفق و محبوبي در اين عرصه از خود نشان داده است. او نه تنها با تلاش‌هاي بسيارش در اين زمينه توانسته جايگاه مورد پسندي براي خود و برنامه‌اش ايجاد كند، بلكه در اين سال‌ها به‌ خصوص در برنامه‌ي فيتيله سعي نموده كه فرهنگ، زبان، آداب و رسوم شهر و استانش را نيز به خوبي از طريق رسانه‌ي ملي به همگان معرفي كرده و دين خود را در اين زمينه با تمام وجود ادا كند. استفاده از لهجه‌ي شيرين لري بروجردي در اكثر نمايش‌ها توسط علي فروتن و حتي بقيه‌‌ي اعضاي اين گروه (اگر چه لرتبار يا لرزبان نيستند) و بهره‌گيري از آهنگ‌‌ها و ملودي‌هاي اصيل لري در اجراي آوازهاي گروهي، در حالي‌ كه تنظيم مجدد اين ملودي‌ها و ساخت و گذاشتن ترانه‌هاي جديد روي آن‌ها كاري بسيار دشوار و زمان‌بر است، از جمله اقدامات ارزنده‌ي اين هنرمند هم‌استاني‌ ما است. همه‌ي ما مي‌دانيم كه آقاي فروتن نيز مي‌توانست به سادگي و بدون چنين زحماتي به كار نمايشي معمولي خود بپردازد و مانند خيلي‌هاي ديگر در كارش موفق هم باشد، اما اين هنرمند محبوب و با اخلاق، همه‌ي اين تلاش‌ها را در كنار كار سختش انجام مي‌دهد تا نماينده‌ي شايسته‌اي براي استان لرستان و شهر بروجرد باشد. براي مثال فروتن وقتي با لهجه‌ي شيرين لري بروجردي موسيقي‌هاي زيبا و اصيل لرستان را در قالب ترانه‌ي معروف و زيباي "بارو بارو" براي كودكان ايران‌زمين مي‌خواند، خوب مي‌داند كه در حال انتشار فرهنگ و موسيقي غني لرستان از راه آنتن سراسري است، لذا جا دارد كه مسوولان فرهنگي و هنري استان لرستان و شهر بروجرد به خصوص فرهنگ و ارشاد اسلامي، كانون پرورش فكري هنري، انجمن هنرهاي نمايشي و ... از اين هنرمند شريف و توانمند لرستاني كه از ظرفيت‌هاي شغلي خود جهت معرفي فرهنگ لرستان به خوبي استفاده مي‌كند، به صورت ويژه تشكر و قدرداني به عمل آورده و در اين زمينه فرهنگ‌سازي كنند. همچنين به جاست از وجود اين هنرمند هم‌استاني در برنامه‌هاي شبكه افلاك براي كودكان استان‌مان نيز استفاده شود. ما بايد نشان دهيم قدرشناس هستيم و اين كه مسووليتي را بپذيريم اما بلد نباشيم در رداي آن مسووليت، از اهل ديانت، هنر، فرهنگ، ورزش، سياست و ... ديارمان تقدير و تشکر کنيم، بسيار ناخوشايند است كه متأسفانه اكثر مسوولان ديارمان این مهم را به فراموشي سپرده‌اند در حالي كه بايد چنین مسایلی را در راس تمام برنامه‌هاي خود قرار دهند تا الگوسازي مناسبي در اين زمينه صورت پذیرد. پس منتظر مي‌مانيم تا ببينيم در اين آزمون، فيتيله‌ي عمو فيتيله توسط مسوولان لرستان بالاتر كشيده مي‌شود يا در صورت تداوم بي‌توجهي به اين موضوع، باعث دلسردي فروتن و امثال وي شده و فيتيله‌ي او به خاموشي مي‌گرايد!

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 11:7 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر