یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳

بازخوانی عوامل مؤثر در ضعف و زوال زبان های مردم لُر

 

 

 نشریه فرهنگی و اجتماعی لور، بهروز تاری (دانشجوی کارشناسی ارشد رفاه و برنامه ریزی اجتماعی، دانشگاه تهران):

یکی از مهم ترین بخش های هر فرهنگ، زبان است. زبان به عنوان اصلی ترین ابزار انسان ها برای برقراری ارتباط، مهمترین نقش را در شناساندن یک فرهنگ ایفا می کند.

 

زبان های محلی استان لرستان نیز با وجود دارا بودن پیشینه فرهنگی غنی در حال حاضر در شرایط نا مناسبی قرار گرفته اند، به گونه ای که در حال حاضر آشکارا شاهد این پدیده هستیم که والدین اقدام به فارسی صحبت کردن با فرزندان خود می کنند و در واقع زبان فارسی را جایگزین زبان مادری و گویش خاص فرهنگ خود می کنند و این پدیده با سرعت بالایی در حال انجام است.

 

نخستین عامل این مسئله می تواند قدرت داشتن یک زبان در کشور باشد؛ که همان زبان رسمی یعنی فارسی است که به عنوان یک عامل بیرونی افراد را ناگزیر از یادگیری آن می کند و شرایطی را برای تضعیف زبان های محلی فراهم می کند.

 

از جمله  عوامل دیگر مؤثر بر این پدیده را می‌توان عدم آگاهی والدین و افراد از فرهنگ مربوط به قوم لر دانست. این عدم شناخت و آگاهی از فرهنگ که با این حرکت همراه می شود، به سادگی از والدین به فرزندان منتقل می شود، و آن زمان است که برای گویش تخریب شده دیگر امیدی به حفظ و بقای آن نمی باشد.

 

عامل دیگر می تواند نقش رسانه های جمعی به خصوص تلویزیون در معرفی و ارزش گذاری برای فرهنگ های مختلف در کشور باشد؛ که استان لرستان نیز از این قاعده مستثنی نیست.

 

در برنامه های تلویزیون ملی به ندرت دیده می شود که فردی متعلق به یک قومیت خاص ( به خصوص قوم لر) باشد و از مرتبه ی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بالایی برخوردار باشد. قومیت ها در فیلم های تلویزیون ملی نقشی حاشیه ای، به طور معمول کم سواد، در شغل های اقتصادی با منزلت پایین و... نمایش داده می شوند. اما در مقابل افرادی که متعلق به پایتخت هستند، افرادی همه فن حریف و با منزلت اجتماعی و اقتصادی بالا نمایش داده می شوند، که با دیده ی ترحم به قومیت هایی که با آنها در ارتباط هستند برخورد می کنند. شاید چنین شرایطی باعث شود که افراد متعلق به قومیت ها؛ خود را ضعیف دیده و درصدد فرار از شرایطی برآیند که باعث شود آن ها را متعلق به قومیتی خاص معرفی کند و اولین و بارزترین تغییر در زبان گفتاری افراد اتفاق می افتد.

 

عامل دیگر می تواند کوتاهی مسئولان استان لرستان به خصوص صدا و سیما در توجه به این مسئله باشد. مسئولان می توانند با شناساندن فرهنگ محلی از طریق رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون با ایجاد برنامه های تلویزیونی برای خردسالان با زبان محلی، برگزاری جشن ها و معرفی آداب و رسوم مربوط به فرهنگ اقوام لر در گذشته و در واقع احیای آن فرهنگ که به نحوی فراموش شده است؛ به طور مؤثری باعث شناخت افراد از فرهنگ بومی خود شود که متعاقباً می تواند در ایجاد تعلق خاطر فرهنگی در افراد نقش داشته باشد.

 

از دیگر عوامل مؤثر، استدلال خانواده ها در مبادرت ورزیدن به این تغییر گویشی است. برای خانواده ها فارسی حرف زدن بدون لهجه به دغدغه بزرگی تبدیل شده است که این بحث نیز به ارزش گذاری هایی بازمی‌گردد که در جامعه وجود دارد. در وضعیت کنونی اگر یک فرد در برخورد با یک فارسی زبان، فارسی را با لهجه صحبت کند، با دیده ی تمسخر به او نگریسته می شود و والدین با ضعف دانستن این قضیه احساس می کنند اگر در کودکی با فرزندان خود به زبان فارسی صحبت کنند می توانند باعث بدون لهجه صحبت کردن فرزندان شان شوند؛ و این در صورتی است که این اتفاق هیچ وقت نمی افتد، چرا که فارسی یی که والدین لر به کودکان شان می آموزند، از زبان یا گویش محلی شان متأثر است و نمی تواند فارسی یی باشد که به دنبال آن هستند.

 

این در حالی است که این نگرانی والدین در درجه اول نمی تواند ضعف محسوب شود؛ چرا که به طور طبیعی ممکن است افرادی که در محیط خانواده با یک زبان یا گویش خاص غیر از فارسی صحبت می کنند، در هنگام فارسی صحبت کردن، لهجه داشته باشند و این قضیه فقط در اثر عدم اعتماد به نفس افراد می تواند خود را به عنوان یک ضعف نشان دهد. از طرف دیگر امروزه در مقایسه با گذشته کودکان در مواجهه با زبان فارسی از تنوع بیشتری برخوردارند. تعدد شبکه های تلویزیونی و وجود برنامه های متنوع (که در گذشته این تنوع وجود نداشت) به طور مؤثری می تواند یادگیری زبان فارسی افراد را تقویت کند و نگرانی والدین در مورد توانایی فارسی حرف زدن فرزندان شان را برطرف کند.

 

ادامه ی چنین روندی می تواند پیامدهای ناگوار و شاید جبران ناپذیری را به دنبال داشته باشد. از بین رفتن زبان محلی می تواند پایه های تعهد و تعلق خاطر فرهنگی را در افراد تضعیف کند که با به وجود آمدن این حالت می توان انتظار داشت که در ابعاد دیگر نیز فرهنگ بومی رو به زوال پیش برود؛ تا جایی که از فرهنگ بومی فقط نام آن باقی بماند.

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 9:3 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳

از اشک های چشم تو زمزم درست شد( شاعر : رضا رسول زاده)

ورودیه ای به ایام فاطمیه

از اشک های چشم تو زمزم درست شد

از ناله های نیمه شبت غم درست شد

با یاری ملائکه در هیئت خدا

از چادر سیاه تو پرچم درست شد

اول تو آفریده شدی شک نمی کنم

زآن پیشتر که طرح دو عالم درست شد

وقتی به شکل انسیه ی کاملی شدی

از باقی گلت گل ما هم درست شد

ما را طلایه دار غم تو نوشته اند

از آن زمان که غصه و ماتم درست شد

از ما سوال و از تو جوابی ، اگر دهی...

تابوت لاغر تو چرا خم درست شد ؟

ما نوکر حسین غریب شما شدیم

از فاطمیه ای که محرم درست شد

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 14:3 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳

دست خط مرحوم حاج نصرت اله حاتمی

                         اسناد قدیمی روستای دوزان دست خط مرحوم حاج نصرت اله حاتمی

 

  منبع : http://modernite90.persianblog.ir  

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 8:56 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳

شهدای تفحص

 

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 8:33 |  لینک ثابت   • 

شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳

برف در روستای دوزان

بارش برف در روستای دوزان زمستان 93 روز جمعه93/12/1

http://doozan.blogfa.comمنبع    

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 9:6 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳

گرامی داشت یاد شهدا در روستای دوزان

 

 

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 10:57 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۳

یا حضرت صاحب الزمان

هر چند كه بيمار تو هستيم همه
ديوانه ي ديدار تو هستيم همه
بين خودمان بماند آقا عمري است
انگار طلب كار تو هستيم همه
هم چاه سر راه تو بايد بكنيم
هم اينكه از انتظار تو دم بزنيم
اين نامه ي چندم است كه مي خواني
داريم ركورد كوفه را مي شكنيم

جلیل صفر بیگی

ارسال شده توسط آقای محمد حسن حاتم دوزانی

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 9:1 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳

ضرب المثل (قسمت پنجم)

حرف ت

• تا تنور گرم است بچسبان : تا اسباب و وسایل هست ، برای رسیدن به مقصود بکوش ، فرصت را غنیمت شمار

• تا گوساله گاو شود ، دل صاحبش آب شود : رسیدن به مقصود ، با سختی و مرارت توأم است

• تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیز ها : بیشتر اوقات مشهورات بر حقیقت مبتنی است

• تب تند زود عرقش می آید : دوستی های بی حد و اندازه ، غالبا به سردی یا دشمنی مبدل می شود

• ترحم بر پلنگ تیز دندان ، ستم کاری بود بر گوسفندان : رحم آوردن بر بدان ، ستم است بر نیکان

• تعارف آمد و نیامد داره : با این که گمان می بردید احسان شما را نمی پذیرد ، بر خلاف پذیرفت

• تعارف شاه عبد العظیمی است : به زبان می گوید اما از دل راضی نیست ( منظور همون تارف اصفهانیه )

• تو را به گور من نمی گذارند : به خاطر گناه من ، تو را عذاب نمی کنند

• توی دعوا حلوا پخش نمی کنند : ستیزه و دعوا غالبا با زد و خورد و سخنان درشت توأم است

• توی دهن شیر می رود : بسیار شجاع و نترس است

• تیر از کمان رفت : وقت تدارک کار گذشت

• تیری به تاریکی انداختن : به گمان و حدس نتیجه و سود ، کاری کردن

• تیشه بر ریشه خود زدن : خود را در معرض خطر نابودی قرار دادن

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 15:47 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳

دیوان اشعار فاطمیه

« دیوان اشعار فاطمیه »

 

اشعار مدایح ، فضائل و مناقب فاطمی

 

http://www.divane-fatemie.blogfa.com

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 14:30 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳

ضرب المثل (قسمت چهارم)

حرف پ

• پا تو کفش کسی کردن : در کار دیگری دخالت کردن

• پا در یک کفش کردن : اصرار و پا فشاری کردن

• پارسال دوست ، امسال آشنا : به شوخی به دوست یا آشنایی می گویند که مدتی دراز از او بی خبر بوده اند

• پایت را به اندازه گلیمت دراز کن : زیاده روی نکن

• پایش لب گور است : به خاطر پیری مرگش نزدیک است

• پته اش روی آب افتاد : رسوا شد ، رازش آشکار شد

• پز عالی جیب خالی : با وجود بی بضاعتی خویشتن را چون توانگران می آراید

• پشت پا زدن : با تحقیر ، ترک گفتن

• پشت چشم نازک کردن : ناز کردن

• پشت دستش را داغ کرد : با خود عهد کرد که بار دیگر این کار را نکند

• پشتش باد خورده : پس از مدتی بیکاری ، هنگام شروع به کار ، کاهلی می کند

• پشت و روش معلوم نیست : دو رو و منافق است

• پشم در کلاه نداشتن : در خور بیم و هراس نبودن

• پشه لگدش زده : مریض نیست و از نازک طبعی ، گمان ناتندرستی به خود می برد

• پل خر بگیری : محل امتحان و آزمایش

• پولش از پارو بالا می رود : مال فراوان دارد

• پیراهن عثمان کردن : حقی را وسیله پیشرفت باطلی کردن

• پی نخود سیاه فرستادن : کسی را با ارجاع به کاری ، از سر باز زدن

نوشته شده توسط ولى كاويانى فر در 13:4 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر